روز ولادت مولا مبارک

به امید ظهورش:

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

علی حقیقتی بر گونه ی اساطیر

ميلاد حضرت علی(ع) مبارک باد

خدايا مسؤليت هاي شيعه بودن را که

علي وار بودن
و علي وار زيستن
و علي وار مردن
و علي وار پرستيدن
و علي وار انديشيدن
و علي وار جهاد کردن
و علي وار کار کردن
و علي وار سخن گفتن
و علي وار سکوت کردن است
تا آنجا که در توان اين بنده ناتوان علي است
همواره فرايادم آر.
به عنوان يک من علي وار
يک روح در چند بعد
خداوند سخن در منبر
خداوند پرستش محراب
خداوند کار در زمين
خداوند پيکار در صحنه
خداوند وفا در کنار محمّد
خداوند مسؤليت در جامعه
خداوند قلم در نهج البلاغه
خداوند پارسايي در زندگي
خداوند دانش در اسلام
خداوند انقلاب در زمان
خداوند عدل در حکومت
خداوند پدري و انسان پروري در خانه
و بنده خدا در همه جا و همه وقت
و به عنوان يک شيعه مسئول وفا دار به مکتب
وحدت و عدالت که سه فصل زندگي علي”ع” است
و رهبري و برابري که مظهر علي “ع” است
و فدا کردن همه مصلحت ها درپاي حقيقت که رويه علي است.
دکتر علي شريعتي

کتاب “علی حقیقتی بر گونه ی اساطیر”از دکتر شریعتی هم از اینجا می توانید، مطالعه کنید

http://www.seapurse.com/Books/AliAsatir.pdf

http://rapidshare.com/files/66239213/AliAsatir.pdf

ملاصدرا می گوید

 

گوهری به نام چمران

لازم نیست جای دوری برویم . . . خدا اینقدر ما را دوست داشته که چمران را نشانمان دهد؛ کسی که دیگران فقط آن را در خیالاتشان ونهایتا در فیلم هایشان می توانند بسازند . . . مصطفی با عالیترین درجه ممکن دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما را از بریکلی می گیرد . . .

 

 

ادامه مطلب

خرمشهر را خدا آزاد کرد

آزادی خرمشهر نماد مقاومت، اتحاد و عزت ملی ایران مبارک باد

 
 

سروش و قرآن (1)


مدتی است مسئله ای ذهنم را مشغول کرده:

      چرا خیلی از مسائل که پیش می آید پیش از آنکه به چرایی ودرستی موضوع بیندیشیم، به این می اندیشیم که این موضوع، چه جوری مطرح شود، به نفع ماست؛ واین واقعا دلم را می سوزاند.
      ضمن اینکه خودم را مبرا از این نقیصه نمی دانم، می خواهم آن را در مورد اخیر دکتر سروش و قرآن والبته با دیدگاهی خاص مطرح کنم.
      هر چند فعلا امتحان دارم و وقتم پر است؛ ولی امیدوارم دوستان تا پیش از آغاز موضوع و در ادامه آن با نظرات خود مرا یاری کنند. تا حالا مقداری وقت صرف آن کرده ام؛ ولی تا هنگامی که زمان کافی روی موضوع نگذارم، شروع به درج آن در سایت نمی کنم.

  بی راهنمایی نروید!

                                                                                                                       با تشکر

 

چاقوی اصفهانی

      ضرب المثلی داریم که می گوید، چاقو دسته خودش را نمی برد، ولی انگار این ضرب المثل برای اصفهانی ها مصداق ندارد. 
 
    سپاهان اصفهان امروز با گل دقیقه 96 سپهر حیدری قهرمانی را در 60 ثانیه مانده به انتهای لیگ واگذار کرد. پایانی که به قول عادل فردوسی پور دراماتیک بود و با اجازه تان، من هم یک کم آن را دراماتیک تر می کنم.
      سپهر حیدری که در این لحظات محبوبترین بازیکن پرسپولیس است، در دفاع بازی می کند و در نتیجه خیی کم گل می زند، اما این فصل دو  گل خیلی مهم و حیاتی زده؛ اولین بار در دور رفت رقابت ها و در ورزشگاه آزادی در حالی که تیمش مقابل ذوب آهن اصفهان 1-1 مساوی بود، با گلی که با ضربه سر به تیم سابقش زد نتیجه را 1-2 کرد و 3 امتیاز حیاتی برای تیمش گرفت؛ ولی کار به همین جا ختم نمی شود و قرار است تاریخ دوباره تکرار شود.  
    بله 28 اردیبهشت ورزشگاه آزادی،  سپاهان 1-پرسپولیس 1 ، داور تا لحظاتی دیگر سوت پایان بازی را می زند و آن وقت اصفهانی ها برای دومین بار قهرمان لیگ برتر می شوند، آشوبی شوتش را به دفاع می زند، آه از نهاد پرسپولیسی ها بلند می شود و اصفهانی ها به قهرمانیشان  مطمئن می شوند، ولی ناگهان در یک رفت وبرگشت، توپ به حیدری می رسد و دوباره نوبت کاپیتان فصل قبل ذوب آهن اصفهان است که با ضربه سر نتیجه را 1-2 کتد و 3 امتیاز با ارزش برای تیمش بگیرد و حکم قهرمانی را برای دومین بار به نام قرمزهای تهرانی بزند.
      همین ” اصفهانی علیه اصفهانی” تلخی باخت را برای هواداران تیم خوب سپاهان بیشتر می کند. مثل اینکه چاقوی اصفهانی این بار، دسته اش را برید؛ آن هم چه بریدنی!

روز معلم و شهادت استاد مطهری گرامی باد

یک فیلسوف متفاوت

مطهری  یک فیلسوف بود؛ یک فیلسوف مسلمان. از دکارت ونیوتون خوش اش می آمد اما عاشق ملاصدرا بود(اسم نوه اش را هم “صدرا” گذاشت). تمام عمرش را به خواندن و نوشتن و بحث کردن گذراند. بیش از آنچه که معمول یک فیلسوف است خجالتی و مؤدب بود. وقت بحث کردن که صدایش بالا می رفت، بعدا عذرخواهی می کرد. در خانه با همسرش مهربانی می کرد. او را به ادامه تحصیلاتش تشویق و وادار  کرد؛ 4 پسر و 3 دخترش را هم. خیلی کم شوخی می کرد. هر شب قبل از خواب نیم ساعت قرآن می خواند. عادت عجیبی هم داشت که وقتی مسئله ی را نمی توانست حل کند، وضو می گرفت و می خوابید. یک بار خواب دیده بود که با امام خمینی رفته اند حج وپیامبر اسلام (ص) هم داخل مسجدالحرام اند وبه طرف ایشان آمده اند. خودش را کشیده بود کنار که اول استادش با پیامبر روبوسی کند و بعد پیامبر او را هم بوسیده بود. همسرش گفته بود: “حتما آقا از سخنرانی های شما راضی هستند” ولی خودش حدس زده بود تعبیر خوابش چیز دیگری باشد.

وقتی سه شب بعد جوانی (از همان ها که وقت فعالیت در حسینیه ارشاد به او ایراد می گرفتند) صدایش زد که نامه ای به او بدهد و به جای دادن نامه، شلیک کرد بین ابروهایش آن خواب تعبیر شد.

Tinypic

سال ۱۳۴۶-شیراز-جمع دانشجویان

همشهری جوان

               گوشه ای از انديشه ها                                                    زندگینامه

       دریافت کتابها                                             دریافت سخنرانی ها(فایل صوتی) 

خوش آمدی

دوستش دارم، کم یا زیادش را نمی دانم ولی خوب می دانم احترام زیادی برایش قائلم، برای تصمیماتش، برای ثبات مدیریتش، برای منطقی حرف زدنش، برای . . .
  فکر نمی کردم تهران بودنش یا اینجا، تو شیراز بودنش فرق کنه؛استقبال هم نرفتم. ولی وقتی اومد دیدم چقدر فرق داره،چیزی در صورت مردم می دیدم که هر روز نبود، چیزی که انگار از درون به رو آمده؛ خیلی ها انگار حتی خودشان هم باورشان نمی شد، که همان آدم های هر روزند، با همان قیافه ها و با همان . . .
و من دارم فکر می کنم به شنبه و اینکه اینبار حتما بروم به دیدار، یک دیدار دانشجویی

 ای رهبر سرافراز   خوش آمدی به شیراز

تصاوير: ورود رهبر انقلاب به شيراز 

 

 

سلام

سلام

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.